عدد تقویم دانلود انتخابات شوراهای اسلامی

عدد: تقویم دانلود انتخابات شوراهای اسلامی تقویم انتخابات انتخابات96 انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا دانلود فیلم

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

واعظی‌آشتیانی گفت: اگر ما اعتقاد به تشکل داریم و گروه‌های سیاسی که نسبت به آن علاقه و توجه داریم و خودمان را جزئی از آن طیف و تشکیلات می‌دانیم؛ می‌بایست تصمیمات

انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

عبارات مهم : سیاسی

واعظی آشتیانی گفت: اگر ما اعتقاد به تشکل داریم و گروه های سیاسی که نسبت به آن علاقه و توجه داریم و خودمان را جزئی از آن طیف و تشکیلات می دانیم؛ می بایست تصمیماتش را هم محترم بشماریم.

به گزارش نامه نیوز؛ محمدباقر قالیباف، سیاست مدار اصول گرایی که بلندپرواز است و همچنان ردای ریاست جمهوری را برازنده خویش می داند. قالیباف، اگرچه به نوعی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم جهت سومین بار طعم شکست را پذیرفت، ولی همچنان خود را بازیگری مؤثر در فضای سیاست کشور عزیزمان ایران می داند. این بار با یک ایده تازه به میدان آمده هست. آمده تا اصولگرایانی را که حاضر نشدند از او حمایت کنند تا کاندیدای نهایی آنها جهت مسابقه با حسن روحانی باشد، کنار زده و جریانی تازه و به گفته خودش کار آمد، ایجاد کند.

انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

او همچنان خود را در اردوگاه اصول گرایی می داند و جریان تازه را «نواصول گرایی» نامیده هست. در این باره با امیررضا واعظی آشتیانی، سیاست مدار اصول گرا و عضو اسبق شورای اسلامی شهر تهران، به گفتگو نشسته ایم که در ادامه آن را می خوانید.

***

واعظی‌آشتیانی گفت: اگر ما اعتقاد به تشکل داریم و گروه‌های سیاسی که نسبت به آن علاقه و توجه داریم و خودمان را جزئی از آن طیف و تشکیلات می‌دانیم؛ می‌بایست تصمیمات

آقای قالیباف این روزها با دو چالش عمده روبروست؛ یکی افشاگری ها و بیان بعضی از تخلفاتی که اطلاح طلبان ادعا می کنند ایشان در وقت تصدی ارزش بر شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام داده اند و چالش دوم، انتقادهای تند اصول گرایان علیه ایشان به واسطه مطرح کردن، «نو اصول گرایی» هست. ارزیابی شما از اوضاع کنونی آقای قالیباف چیست؟

با این توصیه شروع کنم که تاجرها، در معاملات خود توجه به سود می کنند و نیم نگاهی هم به زیان دارند. حکایت گروه های سیاسی ما هم شده است همین تاجرها؛ واقعیت امر این است که باید ببینیم از طرح چنین مباحثی و احیاناً افشاگری علیه همدیگر چه سودی حاصل می شود. در هر صورت من اعتقاد دارم این گونه رفتارها، درصد بدبینی مردم را زیاد کردن و آنها را نسبت به عملکرد مسئولین، مأیوس می کند. البته در همه جای دنیا، رسانه ها و گروه های سیاسی دست به افشاگری می زنند؛ این مرسوم است و بارها آن را مشاهده کرده ایم.

اما زمانی که رسانه ها و یا گروه های سیاسی دست به افشاگری می زنند، استنادشان به مدارک محکم و محکمه پسند هست. چون می دانند که قانون با کسی شوخی ندارد که بخواهند تهمتی بی اساس بزنند و بتوانند خیلی راحت از این ماجرا عبور کند. آنها اگر دست به افشاگری می زنند و مدارکی را رو می کنند؛ خیلی محکمه پسند وارد این قضیه می شوند.

شما به مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1396 نگاه کنید؛ واقعاً بعضی از کاندیداها دستاوردهای نظام را زیر پرسش بردند. آیا عده ای به این نتیجه رسیده اند که جهت کسب یک عنوان و مسئولیت، تیشه به دست بگیرند و ریشه ها را نشانه بگیرند. افراد و گروه هایی که چنین کاری می کنند، یا از روی عمد مرتکب می شوند یا بر اساس ناآگاهی؛ کسی منکر این نیست که گزینش بعضی از مدیران بر اساس لیاقت انجام نمی شود و شایسته سالاری وجود ندارد و تا زمانی که باند و باندبازی حاکم باشد، چنین فضاهای آلوده ای هم قابل تصور است.

انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

پس بحث در خصوص این ادعاها در شرایط فعلی و بدون ارائه سند را کاربردی نمی دانید؟

زمانی که کشور عزیزمان ایران با کفر و داعش مبارزه می کند و به پیروزی می رسد، می بایست این دستاورد بزرگ را مراسم خوش حالی بگیریم، درست در همین زمان، بعضی از بداخلاقی های سیاسی شکل می گیرد و به گفتمانی می پردازند که به استناد ابتدای صحبت هایم مثل یک تاجر هم به این قضیه نگاه نمی کنند که ببیند آیا گفتمان ارزش در این برهه از وقت چه سودی جهت گروه و تشکیلات ارزش دارد؟ سودش جهت جامعه و مردم چیست؟ اگر کسی تشکیلاتی را درست می کند، ادعای خدمت به نظام و مردم را دارد. خدمت به مردم این نیست که به گونه ای واکنش‌ها کنند که دستاوردها و زحمات بعضی از مسئولین زیر پرسش برود.

واعظی‌آشتیانی گفت: اگر ما اعتقاد به تشکل داریم و گروه‌های سیاسی که نسبت به آن علاقه و توجه داریم و خودمان را جزئی از آن طیف و تشکیلات می‌دانیم؛ می‌بایست تصمیمات

من فکر می کنم، بحث نفوذ نرم درحال شکل گیری است آن هم به وسیله افرادی که چه از روی آگاهی چه از روی ناآگاهی جهت منحرف کردن افکار عمومی ورود پیدا می کنند و مباحثی را مطرح می کنند که سودی جهت جامعه و پیشرفت کشور ندارد. آیا عده ای نمی خواهند قبول کنند که آرامش در فضای سیاسی – اجتماعی کشور باید حاکم باشد؟ باید بپذیرند که از فضای غبارآلود نمی شود بوی پیشرفت را استشمام کرد، بلکه در این فضا، هر لحظه تهمت زدن ها و انگ زدن ها و بی اخلاقی ها وجود دارد. نمی دانم واقعاً از طرح مسائلی مثل این موضوع، که یک گروه سیاسی علیه گروهی دیگر یا علیه یک فرد وارد مباحثی می شود، نشانه ارزش چیست؟ نه می خواهم از آقای قالیباف دفاع کنم و نه می خواهم از گروهی که بر علیه ایشان هستند، دفاع کنم. ولی می گویم بهتر است اگر مدیری تخلف کرده هست، این ها را به محاکم [قضایی] بسپارند. آیا ما یاد نگرفتیم که قانون را سرلوحه امور قرار دهیم؟ هر زمانی هم که قانونی به تخلفات پیگیری شد، ماجرا را رسانه ای کنند تا مورد عبرت دیگران هم قرار گیرد.

در مورد آقای قالیباف هم همین هست؛ اگر مسائلی وجود دارد، آن را جهت پیگیری به قوه قضائیه بدهند. خود آقای قالیباف هم بارها گفته اند که اگر مسئله ای هست، قانون پیگیری کند. ضمن این که اصلاح طلبان به گونه ای صحبت می کنند که انگار در دوران مدیریت خودشان هیچ تخلفی صورت نگرفته هست. سبقه تخلف را این جماعت به راه انداختند. حالا نمی خواهم یک طرفه قضاوت کنم. ولی کسی می تواند مدعی این قضایا باشد، که خودشان عاری از هرگونه اشتباه باشند؛ البته این عرض بنده، نافی پیگیری به تخلفات نیست. هر فرد و مسئولی در هر سمت و پستی، باید پاسخ گو باشد.

انتقاد اصولگرایانه از افشاگری اصلاح طلبان علیه قالیباف

معتقدم آرامش سیاسی و گفتمان با ادبیات فاخر، می تواند به لحاظ ساختن فرهنگ در جامعه دستاورد خوبی داشته باشد. مردم تا کی باید شاهد حرف های تکرای باشند؟ آیا بیان یک سری از حرف هایی که سندی ندارد اثرات تخریبی ندارد؟ بعضی از برخوردها و رفتارها، جفا به افرادی است که خالصانه جهت انقلاب و نظام جان فشانی می کنند. چقدر خوب است که طرفین بحث، آستانه تحمل خود را در ارتباط با انتقاد و یا حتی انتقام در ارتباط با گروه‍های سیاسی و افراد اوج ببرند. هرچند که اعتقاد دارم بعضی از انتقادات شبیه به انتقام هست. در هر صورت، در این ماجرا، سودی دیده نمی شود، آیا که همه اش تسویه حساب سیاسی است تا استیفای حقوق مردم.

آقای قالیباف ایده عبور از «اصول گرایی» به «نواصول گرایی» را مطرح کرده اند. تصویر العمل هایی تندی هم نسبت به آن انجام شده است هست. به نظر شما، قالیباف می تواند لیدر اصلاحات در درون جناح اصول گرایی باشد و نواصول گرایی را به آخر برسانند؟

کسی که می خواهد به این مباحث ورود پیدا کند، بایستی تئوریسین باشد. یعنی کسی باشد که از توانایی خوبی در تحلیل پرسشها سیاسی برخوردار باشد. به نظرم آقای قالیباف به جای طرح چنین مسائلی، حزب و گروه تشکیل دهند؛ با حزب و گروه تشکیل دادن می توانند نگاه و مباحث خود را در آن قالب مطرح کنند. او می تواند تلاش کند تا اگر توانایی دارد، بخشی از جامعه را به خود جلب کند. از این که هر از گاهی ایشان، بیاید و مباحثی را مطرح کند که موجب تصویر العمل بخشی از طیف اصول گرایی باشد، قطعاً عایدی به دنبال نخواهد داشت و تبدیل به یک تخریب متقابل خواهد شد.

به نظرم اصول گرایی و نواصول گرایی مباحثی نیست که بتواند مشکلاتی را حل کند. باید تمام احزاب و گروه های سیاسی، شرایط خود را با حفظ اصول و ارزش های نظام، نگاه خود را با توجه به واقعیت های جامعه، مورد بازبینی قرار دهند؛ این کار پسندیده ای هست. ولی این که بگوییم از فلان گروه عبور کنیم و به آن یکی برسیم؛ چه ضمانتی وجود دارد با عبور از اصول گرایی به نو اصول گرایی، دستاورد مثبتی حاصل شود؟ چه بسا در آخر سر به این نتیجه برسیم که باید به سر منزل اول بازگردیم. چه الزامی جهت این کار وجود دارد؟ پیشنهادم به آقای قالیباف این است به جای طرح مباحث پراکنده که باعث پاسخ گویی و موضع گیری خانواده اصول گرایی نسبت به خودش می شود، بروند و حزب تشکیل دهند.

به نظرتان مطرح کردن بحث نواصول گرایی چه میزان تحت تأثیر باخت آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و دل خوری ایشان از اصول گرایان است؟

اگر ما اعتقاد به تشکل داریم و گروه های سیاسی که نسبت به آن علاقه و توجه داریم و خودمان را جزئی از آن طیف و تشکیلات می دانیم؛ می بایست تصمیماتش را هم محترم بشماریم. خود بنده در انتخابات دور سوم شورای اسلامی شهر تهران، تا روز سه شنبه جزء لیست «جبهه پیروان خط امام و رهبری» بودم و روز پنج شنبه مرا از لیست کنار گذاشتند. من که نباید شعار بدهم و علیه تشکیلات کار کنم، حالا به هر دلیلی این عمل انجام شده است باشد؛ معقد به کار گروهی بودم و جهت آن احترام قائلم.

این عنوان هم در سطحی دیگر شبیه همان ماجراست. این که آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای نهایی نشده اند و بنا به صلاح دید، فردی دیگر را گزینش کرده و معرفی کرده اند؛ ایشان اگر خودشان را با آن گروه منطبق کرده بود – که قطعاً هم همین طور بوده است – ناراحتی ندارد و جای دل خوری نیست.

کار تشکیلاتی به معنای تبعیت کردن و تابع بودن هست. ایشان از همان ابتدا می توانست تشکیلات را نپذیرند و مستقلاً ورود پیدا کرد. به اعتقاد من، حتی اگر قالیباف ناراحتی از طیفی از اصول گرایان دارد، دلیلی بر این نیست که هر از گاهی در مورد بعضی از پرسشها صحبت های انتقادی را بیان کند. ایشان می تواند بگوید، خط و ربط سیاسی و منش گفتمانی ام در غالب یک تشکل و حزب باشد. در آن صورت می تواند مواضع خودشان را اعلام نمایند.

ارزیابی و آینده نگری شما از آینده چیست؟ به نظر شما هر دو طیف اصول گرایی و اصلاح طلبی چه رویکری را نسبت به قالیباف در پی خواهند گرفت؟ آیا مماشات به خرج خواهند داد یا همچنان بر انتقادات و افشاگری های خود ادامه خواهند دارد؟

فکر می کنم بخشی از هر دو جناح سیاسی اصول گرا و اصلاح طلب به این نتیجه رسیده اند که کشمکش های سیاسی، نه سودی جهت تشکل خودشان داشته و نه سودی جهت جامعه؛ بلکه این کشمکش ها روی فکر و اندیشه مردم تأثیر گذاشته است و این به نفع هیچ کدام از این دو طیف نبوده هست. باز بعضی از افراد در هر دو طیف هستند که به این نتیجه رسیده اند که می شود مذاکره کرد. منظور این است که گفتمانی داشته باشند که هم در بر دارنده انتقاد باشد و هم مبین برنامه های خودشان. این دو رویکرد و نگاه وجود دارد؛ و اعتقاد دارم طیف دوم نتیجه های بهتری را در آینده به دست خواهد آورد. رفته رفته موجب استفاده و به کارگیری نسل جوان و نیروهای متخصص و در نتیجه شایسته سالاری می شود. امروز چه اصلاح طلب و چه اصول گرا از عدم شایسته سالاری دلواپس هستند. این ظرفیت و پتانسیلی که در کشور وجود دارد و مدیرانی که بر اساس شایسته سالاری گزینش نشده اند، از موقعیت ها به عنوان یک مدیر شایسته نمی توانند بهره بگیرند.

واژه های کلیدی: سیاسی | افشاگری | قالیباف | محمدباقر قالیباف | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs